به آموزه هاي علم بازاریابی مشکوکم


علم بازاريابي ادعايي است مبتني بر پنداشت هاي چون توسعه بازار، سهم بازار، قیمت، میزان تقاضا که به نوعی در مواردی اشتباه و کاذب است. کارايي و اثربخشي اين ترفندها رابطه مستقيمي با ساختار اجتماعي و بافت ذهني افراد در جامعه دارد.هر چقدرخودآگاهي فرد در خصوص نيازها ، ضرورت ها و مطلوبش در زندگي و دسترسي به اطلاعات و شناختش از بازاربيشتر باشد کارايي ترفند اغواگران در عرصه بازاریابی کمتر است . در واقع  توفيق بازاريابان را بايد در بافت فرهنگي واجتماعي جامعه جستجو کرد. به عبارت دیگر هر چه انسان از جامعه بيشتر پيروي کند مخارج خود را بيشتر بر مبناي برنامه اي حساب مي کند که خارج از او و براي او بوسيله گروهي که جزء آن مي باشد تعيين شده است . افراديکه زندگيشان  تحت تاثير تابوهاي جمعي و محيطي است در نهایت در صفحه شطرنج کسب و کاربازاريابان قرباني اند.

  در رويکرد اقتصاد طبيعي تعادل در به صفر رسيدن سهم دلالان و بازاريابان است. کالا تحت تاثير اقبال ، نياز و مطلوب خريدار توليد و با نرخ ثابت به فروش مي رسد. در حاليکه اجزای اقتصادي مبتلا به آفت بازاريابي کارکرد طبيعي اش را از دست داده ونامتعادل ميگردد در واقع يکي از محرک هاي بي ثباتي بازار و تغيير نرخ کالا بازاريابان هستند چرا که در صورت تثبيت نرخ ، موجوديت اين عناصر بي معنا و سربي مي نمايد.  ابتلاعات اقتصادي حاصل تعقيب الگوهاي غلط و انحراف از معيار است و بازخورد چنين رويکردي عقب مانده گي و کاهش رشد است. هر ساختار اقتصادي در تعامل با دنياي پيرامون اثر مي گذارد و تاثير مي پذيرد ودرعين تفاوتهاي کارکردي، مشابهت هاي بنيادي با ساير بخش ها دارد . در چرخه طبيعي، موضع يابي و توسعه کمي به منظور تحصيل سود بيشتر از راه فروش و مصرف بالاتر نداريم مرگ يکي ملازم و منطبق بر حيات ديگري است وچيزي تباه و معدوم نمي گردد.در اقتصاد طبيعي خاستگاه تحول و تغيير دروني است و الگو و اساطيرش بر اين نحوه است که براي توليد يک کالا و تامين توقعات جزء، کل دچار خسارات جبران ناپذير نگرديده  وآبادي خانه در ويراني محله نيست و جامعه پايمال زياده خواهي هاي خواص ناخالص و امتياز طلب نمي گردد و این چنین است که آموزه های علم بازاریابی برای ادامه حیات طبیعی اقتصاد بایستی مورد واکاوی و نقد قرار گیرد. استفاده از ابزارهای تبلیغاتی در معرفی درست یک کالا یا یک خدمت امری قابل ملاحظه است اما استفاده از همین ابزار به منظور افزایش تقاضا ونیاز کاذب در جامعه امری نابخشودنی است که هم به ساختار طبیعی منابع جهت تولید بیشتر دست می برد هم منابع مالی جامعه را به قهقرا می سپارد که از این روی باید به آموزه های بازاریابی مشکوک بود.
ایسنا